All about Mehrave Sharifinia
و خدایی که همین نزدیکی است.... سلام به وبلاگ کانون هواداران مهراوه شریفی نیا خوش آمدید برای سهولت در بازدید وبلاگ از قسمت آرشیو موضوعی استفاده کنید. مهراوه شریفی نیا در ۲۹/ فروردین ماه/ ۱۳۶۰ دیده به جهان گشود. فرزند ارشد خانواده محمدرضا شریفی و آزیتا میباشد. تا به حال در چند پروژه سینمایی و تلویزیونی به ایفای نقش پرداخته و برای چند کار هنری جایزه دریافت کرده. این هم وبلاگ مهراوه شریفی نیا به قلم خودش من مهتاب محمدی هستم. مهراوه شریفی نیا رو بسیار دوست دارم و از شخصیت و احساساتش هم خیلی خوشم میاد. این وبلاگ رو هم برای مهراوه عزیز و هم برای طرفداران دوست داشتنی ایشون ساختم با نام و یاد خداوند بخشنده مهربان سلام به تمام دوستان عزیزم. امیدوارم حال همگی خوب باشه. اول همه معذرت می خوام از اینکه این همه مدت نبودم و دیر به دیر هم به وبلاگ های شما عزیزان سر می زدم. دوستانی که مشغله دارند و درس می خونن منو از خودشون بدونن دوم هم ممنونم از همه دوستای گلم که در نبودم جویای احوالم بودن، منو فراموش نکردن و به وبلاگ میومدن و برام نظر میذاشتن و منو برای دیدن آپهاشون دعوت می کردن. من چند روز پیش می خواستم آپ کنم که متاسفانه به دلیل مشکلات بلاگفا نشد. این بود که افتاد به امروز این شما و اینم آپ امروز من از فیلم "یه عاشقانه ساده" که تمامی عکس ها رو از فیسبوک و از پیج "یه عاشقانه ساده" برداشتم. ممنونم از اینکه از این آپ منم دیدن کردید. منتظر نظراتتون هستم. تا آپ بعد.... با درس ها چیکار میکنید؟ از همه مهمتر با این هوای فوق العاده حالتون جا اومده؟ خدا رو شکر از چهارشنبه بارون میباره. شکر خدا دوباره فرصت پیدا کردم بیام و در خدمت شما عزیزان باشم. این شما اینم اپ امروز من امیدوارم خوشتون بیاد "یک سطر واقعیت" به جشنواره فیلم فجر میرود به گزارش خبرنگار مهر، ساخت موسیقی این فیلم را علیرضا کهن دیری انجام میدهد که در مراحل پایانی قرار دارد و به زودی برای نمایش در جشنواره امسال آماده خواهد شد. بازیگران "یک سطر واقعیت" عبارتند از مهراوه شریفینیا، حسین یاری، همایون ارشادی، رضا ناجی، شهرام شکیبا، شیوا خنیاگر و مینا جعفرزاده. "یک سطر واقعیت" ماجرای دشواریهای زندگی یک زوج فرهنگی را به تصویر میکشد.
از عوامل تولید این فیلم میتوان به مهران ملکوتی صدابردار، فرشته مهدیزاده مدیر تولید، داریوش جهانگیری دستیار برنامهریز و کارگردان و محمدرضا قومی طراح گریم اشاره کرد. علی وزیریان گرافیست و کارگردان ساخت فیلمهای سینمایی "خدا نزدیک است" و "یک وجب از آسمان" را در کارنامه دارد. ![]()
![]()
![]()
![]()







![]()
![]()
سليقه شخصي من اينه كه ترجيح ميدم احمق فرض نشم!
* سريال فرار از زندان رو ديدي؟
نه.
* اين رو قبول داري كه ساختار سريال شبيه ساختار سريالهاي آمريكائيه ديگه؟
بله و به نظرم اين بزرگترين حسن اين سرياله.
* با تمام اين اوصاف چيزي كه در قلب يخي جلب توجه ميكنه مشخص نبودن ژانر قصه است. البته من به عنوان يك مخاطب قلب يخي رو دوست دارم و دنبال ميكنم ولي معلوم نيست اين قصه جنائيه، اجتماعيه، عاطفيه...
خب اين چه اشكالي داره؟
* اين يك مقدار آشفتگي ايجاد ميكنه.
به نظر من نبود يك ژانر مشخص آشفتگي ايجاد نميكنه. اصلا مهم نيست كه ژانر قصه چيه. مهم اينكه كه تو بتوني يكسري قصه كه هم از لحاظ موضوع و هم از لحاظ پرداخت با هم متفاوت هستند رو به هم مرتبط كني طوري كه بيننده هم كاراكترها رو خوب و كامل بشناسه، هم درگير خط اصلي قصه بشه و هم بتونه ربط بين داستانهاي موازي رو كشف كنه. نكته اين سريال اينه كه مخاطب رو بسيار باهوش فرض كرده و از بيننده ميخواد تا با درايت قصهها رو دنبال كنه و خودش به يكسري نتايج برسه.
در قسمت 7 و 8 ارتباط اين قصهها با هم معلوم ميشه. من تلفيق ژانر جنايي با ملودرام يا اجتماعي رو دوست دارم و به نظرم تشتت ايجاد نميكنه. اگر ساختار درست باشه خيلي هم جذابه. سليقه شخصي من هم اينه كه ترجيح ميدم احمق فرض نشم و يك قصه كشدار بيهيجان كه كاملا قابل حدس زدنه رو نبينم. من واقعا چارچوب كلي قلب يخي رو از نظر نوشته دوست دارم و فكر ميكنم با نوع ساخت آقاي لطيفي، در هم تنيده شدن قصهها خوب در اومده باشه. ولي خب هر كسي هم از من بپرسه كارتون در چه سبكيه من نميدونم چي بگم چون تا يك قسمتي جنائيه و بعد اجتماعي ميشه و به مسايل مربوط به گروههاي زيرزميني و فراماسونري ميپردازه. در واقع بحث اصلي قصه همينه. بحث گروههاي زيرزميني و تاثيرشون بر جامعه و ناخودآگاه مردم، بحث فريب دخترها به وسيله مد و شهرت و اين جور چيزهاست. حالا در كنارش چاشني عشق هم هست. جنايت هم رخ ميده.
به هر حال از نظر من مشخص نبودن ژانر، نقطه ضعف نيست. اگر قصهاي درست پرداخت شده باشه و بيننده رو دنبال خودش بكشونه و با خودش درگير كنه حتما از چارچوب محكمي برخورداره. البته اينها همه نظر شخصيه منه. در مورد قصه آقاي عنقا بايد پاسخ بدن كه قطعا توضيحات جامع و كاملي دارند.
*اصلا شيوا چه جذابيتي داشت و كلا قلب يخي؟
شيوا يكي از بهترين نقشهائيه كه من تا امروز بازي كردم. يك دختر وكيل تازه كار كه بسيار بيتجربه و خام است. اين موضوع خودش به تنهايي براي من خيلي جذاب بود. يك وكيل به خاطر شغلش ديالوگهاي خوبي داره و در موقعيتهاي خاصي قرار ميگيره. مثل ارتباط با يك قاتل كه بعدا منجر به عشق ميشه. همه اين شرايط به نظرم براي يك بازيگر خيلي ويژه و دوستداشتني بود. من با خواندن 3 قسمت اول اين سريال، نقش شيوا رو پذيرفتم. حتي به جرأت ميتونم بگم با خواندن سكانس اول جذب شيوا شدم. يك دختر جسور، كنجكاو، اهل ريسك، خام و بيتجربه، سمج، پر از هيجان و .. براي من جاي كار زيادي داشت. من از لحظه لحظه بودن به جاي شيوا، لذت بردم.
جداي از همه اين حرفها كار كردن با آقاي لطيفي اتفاق بسيار جذابي بود. من هميشه به خاطر تعريفهايي كه از بازيگران ديگر در مورد آقاي لطيفي شنيده بودم، دلم ميخواست در يكي از كارهاشون بازي كنم كه خوشبختانه اين اتفاق افتاد.
* تو ميگي فقط 3 قسمت اول فيلمنامه رو خوندي و قبول كردي، در حالي كه اين نقش در قسمتهاي اول خيلي پرهيجان و پرتحرك بود و كلا در همه چيزش نوعي اغراق وجود داشت. چه چيزي در كاراكتر شيوا تو رو جذب كرد؟
اغراق اگر در بازي بوده كه ايراد من ميشه. البته نميدونم منظورت كجاست ولي هيجانزدگي و شيطنت شيوا عامدانه بوده، قرار هم نبود كه اغراق بشه، اگر شده من معذرت ميخوام و متاسفم. ولي در مورد نقش همونطور كه اشاره كردم كلا قرار گرفتن در موقعيت يك وكيل براي من خيلي جذابه چون فعاله، همش در حال انجام كاره و در هيچ سكانسي ساكن نيست. منفعل نيست. اين موضوع از همون قسمت اول مشخص بود. بعد هم متن اينقدر قوي و پرقصه بود كه واقعا من رو به خودش جذب كرد. خيلي دلم ميخواست به عنوان يك خواننده بدونم ادامه جريان چي ميشه.
* خب همين نداشتن متن برات مشكل ايجاد نميكرد، سر صحنه مثلا با آقاي لطيفي يا آقاي عنقا؟
چرا، خيلي. آقاي عنقا واقعا داشت از دست من ديوانه ميشد. راستش كار براي من زيادي جديه يعني واقعا برام مهمه كه سرنوشت شيوا چه سيري رو طي ميكنه. بعضي روزا به دليل پارهاي از مشكلات آقاي عنقا مجبور ميشد سكانسهايي رو به ما بده كه مربوط به دو قسمت بعد بودن. يعني با اينكه هنوز قسمت 4 رو نخونده بوديم يك سكانس از قسمت 5 رو بايد بازي ميكرديم. اين اتفاق خيلي بد بود. من هيچ جور حاضر نبودم زير بار چنين چيزي برم چون برام مهم بود كه بدونم براي شيوا در قسمت 4 چه اتفاقي ميافته كه به چنين جايي ميرسه. هر دفعه هم نتيجهاش اين ميشد كه آقاي عنقا مياومد سر صحنه و كل جريانات رو براي من توضيح ميداد و بعد از كلي بحث و جدل و تاخير، صحنهها گرفته ميشد. اين اواخر ديگه تا سكانس جديد مياومد كه مربوط به چند قسمت بعد بود خود آقاي عنقا قبل از من ميگفت: «مهراوه خودم ميام برات توضيح ميدم. خودم ميدونم. بيخود با اون قيافه مستاصل نيا اينجا. خودم ميام همه چيز رو روشن ميكنم برات.» بعضي وقتهام به شوخي (احتمالا) ميگه: «در اولين فرصتي كه بشه اين شيوا رو ميكشم كه از شر اين همه سوال مهراوه خلاص بشم.» خلاصه كه براي زنده موندن شيوا بايد دعا كنم! جداي از شوخي سرنوشت شيوا خيلي برام مهمه. آقاي عنقا و آقاي لطيفي هم اين رو ميدونن و هميشه با صبر و حوصله به سوالات من پاسخ ميدن و حرفهاي من رو ميشنوند. در نهايت نتيجهاش مثبته.
آقاي لطيفي بسيار صبورانه و نكتهبين با بازيگرانشون برخورد ميكنند. هيچ مسالهاي براي آدم مبهم نميمونه. در عين حال هم هميشه جوري بازيگر رو راهنمايي ميكنند كه در جهت مسير صحيح حركت نقش باشه. در كل همه دارند سعي ميكنند كه بهترين كار ارائه بشه حالا اينكه چقدر موفق بوده رو شما بايد قضاوت كنيد.
منبع: سینمای ما






» عکس از فیلم یه عاشقانه ساده
» گــــــــفتــــــــــگــــــــــو
» "یک سطر واقعیت" به جشنواره فیلم فجر میرود
» عکس های مهراوه شریفی نیا در سایت قلب یخی
» سری اول عکس های آشپزی باشی + پشت صحنه
» مهراوه شریفی نیا در مراسم خاکسپاری نعمت حقیقی
» تــــــــ ــ ــ ــ ک عـــــ ــ ــ ــکــــ ــ ــ ــس
» سری دوم عکس های قلب یخی در کافه سینما
» عکس های جدید فیلم یک سطر واقعیت
| Design By : RoozGozar.com |













